شیرمحمد اسپندار یکی از برجستهترین چهرههای موسیقی نواحی ایران و از شناختهشدهترین نوازندگان ساز دونلی بود؛ هنرمندی از بمپور بلوچستان که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف حفظ و معرفی موسیقی سرزمینش کرد.
او فقط یک نوازنده نبود. برای بسیاری از علاقهمندان موسیقی نواحی، نام شیرمحمد اسپندار با صدای دونلی ، فرهنگ بلوچ و حافظه موسیقایی جنوبشرق ایران گره خورده است. سازی که در ظاهر تنها از دو نی تشکیل شده، در دستان او به زبان پیچیدهای برای روایت فرهنگ، طبیعت، احساس و زندگی مردم بلوچستان تبدیل شد.
اسپندار در طول زندگی هنری خود در ایران و خارج از کشور اجرا داشت، به دریافت دکترای افتخاری موسیقی سنتی از فرانسه و دیپلم افتخار نوازندگی در ایران نائل شد و شیوه نوازندگی او نیز در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت شد.
او در شامگاه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ در زادگاهش، بمپور، درگذشت؛ اما صدایی که سالها از میان دو نی او جاری بود، همچنان بخشی از حافظه موسیقی بلوچستان و میراث فرهنگی ایران باقی خواهد ماند.
شیرمحمد اسپندار که بود؟
شیرمحمد اسپندار، نوازنده نامدار موسیقی نواحی ایران، در بمپور در استان سیستان و بلوچستان به دنیا آمد. درباره سال تولد او منابع یکسان نیستند؛ برخی منابع سال ۱۳۰۶ و برخی ۱۳۱۰ هجری شمسی را ثبت کردهاند. در صفحه فعلی ویکیپدیا نیز این اختلاف به صراحت ذکر شده و آمده است که خود اسپندار گفته بود شناسنامهاش با تأخیر گرفته شده است.
آنچه درباره مسیر زندگی او اهمیت بیشتری دارد، نه اختلاف چند ساله در تاریخ تولد، بلکه مسیری است که از بلوچستان آغاز شد و به یکی از ماندگارترین روایتهای موسیقی نواحی ایران انجامید.
او از نوجوانی به موسیقی و ساز نی علاقه داشت. بعدها برای کسب تجربه و یادگیری بیشتر راهی پاکستان شد و در سال ۱۳۳۷ به ایران بازگشت. در سالهای بعد، علاوه بر دونلی ، برای اجرای موسیقی بلوچی از تکنی نیز استفاده میکرد و تا سال ۱۳۶۲ این ساز را در فعالیتهای خود به کار میگرفت.
اما آنچه نام او را بیش از هر چیز ماندگار کرد، دونلی بود.
دونلی چیست؟
برای درک جایگاه شیرمحمد اسپندار، ابتدا باید خود ساز دونلی را شناخت.
دونلی یا «دو نی» از سازهای بادی و سنتی منطقه بلوچستان است که از دو نی در کنار یکدیگر تشکیل میشود. نوازنده باید هر دو نی را به صورت همزمان در دهان قرار دهد و با کنترل همزمان جریان نفس و انگشتان، دو مسیر صوتی را مدیریت کند.
در منابع درباره ساختمان این ساز توضیح داده شده که دو نی نقشهای متفاوتی در تولید صدا دارند و یکی از آنها نقش نغمه اصلی و دیگری نقش همراهی و واخوان را بر عهده میگیرد. همین ساختار، نواختن دونلی را به مهارتی دشوار و خاص تبدیل میکند.
در واقع، نوازنده با یک ساز معمولی روبهرو نیست؛ او باید دو مسیر صوتی را به شکل همزمان کنترل کند.
شاید به همین دلیل است که دونلی تنها یک ساز نیست؛ بلکه نمونهای از رابطه میان هماهنگی، تنفس، ریتم و تعادل است.
و این دقیقاً همان چیزی است که نام «دونلی » را از یک نام ساده فراتر میبرد.
چگونه شیرمحمد اسپندار نواختن دونلی را آموخت؟
یکی از جذابترین بخشهای زندگی شیرمحمد اسپندار، داستان یادگیری دونلی است.
بر اساس روایتهایی که از خود او نقل شده، اسپندار در نوجوانی به پاکستان رفت و در آنجا با شیوه نواختن دونلی آشنا شد. او در ابتدا به جای آنکه آموزش رسمی و مکتوبی در اختیار داشته باشد، با نگاه کردن به انگشتان یک نوازنده، شیوه نواختن همزمان دو نی را فرا گرفت.
برخی روایتهای قدیمیتر، استاد او را با نام جمال شاه معرفی کردهاند و از سالهایی از حضور او در پاکستان برای یادگیری دونلی سخن گفتهاند؛ اما از آنجا که جزئیات این روایتها در منابع مختلف یکسان نیست، بهتر است در یک مقاله رسمی از بیان جزئیات قطعیِ اثباتنشده خودداری کنیم.
آنچه مسلم است، این است که اسپندار پس از بازگشت به ایران، دونلی را به بخش اصلی زندگی هنری خود تبدیل کرد.
مردی که صدای بلوچستان شد
موسیقی نواحی، فقط مجموعهای از نتها و ملودیها نیست.
در بسیاری از فرهنگها، موسیقی بخشی از حافظه جمعی است؛ چیزی که داستانها، آیینها، احساسات و شیوه زندگی مردم را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
برای موسیقی بلوچستان نیز چنین نقشی وجود دارد.
شیرمحمد اسپندار در طول دهههای فعالیت خود توانست بخشی از این میراث را با ساز دونلی به مخاطبان ایرانی و خارجی معرفی کند. اجراهای او در جشنوارهها و رویدادهای مختلف باعث شد ساز دونلی و موسیقی بلوچستان برای مخاطبان گستردهتری شناخته شود. گزارشهای مربوط به زندگی هنری او از اجراهای متعدد داخلی و خارجی و حضور او در رویدادهای بینالمللی خبر میدهند.
در این مسیر، اسپندار به نوعی به نماینده یک سنت موسیقایی تبدیل شد؛ سنتی که اگرچه ریشه در جغرافیایی مشخص داشت، اما توانست از مرزهای آن عبور کند.
از بلوچستان تا جهان
شیرمحمد اسپندار در طول فعالیت هنری خود در کشورهای مختلف نیز به اجرای موسیقی پرداخت. منابع از اجراهای او در فرانسه، پرو و دیگر کشورها یاد کردهاند.
اهمیت این اجراها تنها در سفر یک نوازنده از یک کشور به کشور دیگر نبود.
اسپندار در واقع بخشی از فرهنگ بلوچستان را همراه خود میبرد.
وقتی او دونلی را مینواخت، مخاطب خارجی فقط با یک ساز بادی مواجه نمیشد؛ بلکه با بخشی از فرهنگ موسیقایی ایران و بلوچستان آشنا میشد؛ فرهنگی که پیش از آن شاید برای بسیاری از شنوندگان ناشناخته بود.
این همان نقشی است که هنرمندان موسیقی نواحی میتوانند ایفا کنند: تبدیل موسیقی به زبان ارتباط میان فرهنگها.

افتخارات شیرمحمد اسپندار
جایگاه اسپندار تنها به شهرت میان علاقهمندان موسیقی نواحی محدود نبود.
او موفق به دریافت دکترای افتخاری موسیقی سنتی از فرانسه شد و در ایران نیز دیپلم افتخار نوازندگی دریافت کرد.
همچنین طبق منابع موجود، او تنها نوازنده دونلی در ایران بود که جایزه ویژه جشنواره موسیقی فجر را دریافت کرد.
این افتخارات در کنار اجراهای داخلی و خارجی، جایگاه او را به عنوان یکی از چهرههای شاخص موسیقی نواحی ایران تثبیت کرد.
اما شاید ارزشمندترین نشانه جایگاه او، چیزی باشد که فراتر از یک جایزه یا مدرک است:
تندیس شیرمحمد اسپندار و نخستین دونلی او به عنوان یادگاری از این میراث موسیقایی در موزه تهران نگهداری شده است.
ثبت ملی شیوه نوازندگی شیرمحمد اسپندار
یکی از مهمترین اتفاقات در مسیر حفظ میراث اسپندار، ثبت شیوه نوازندگی او در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران بود.
در پنجمین اجلاس کمیته ثبت میراث ناملموس، شیوه نوازندگی شیرمحمد اسپندار، در کنار شیوه نوازندگی قنبر راستگو، نوازنده نی جفتی هرمزگان، در فهرست میراث معنوی کشور ثبت شد.
اهمیت چنین ثبتهایی در این است که میراث فرهنگی فقط به بناها، اشیا و آثار مادی محدود نمیشود.
گاهی یک مهارت، شیوه اجرا، دانش شفاهی یا روش ساخت و نواختن یک ساز نیز بخشی از میراث یک سرزمین است.
در مورد اسپندار، آنچه ثبت شد تنها نام یک نوازنده نبود؛ بلکه شیوهای از نواختن و دانشی بود که نسلها از طریق تجربه و آموزش شفاهی منتقل شده بود.
میراثی که در یک نفر خلاصه شده بود
یکی از تلخترین بخشهای داستان شیرمحمد اسپندار، وضعیت انتقال این هنر به نسل بعد است.
بر اساس روایت ثبتشده در منابع، اسپندار گفته بود که تنها یک نفر در استان سیستان و بلوچستان نواختن دونلی را از او آموخته است و آن شاگرد نیز در سال ۱۳۹۰ بر اثر سانحه تصادف درگذشته است.
این روایت نشان میدهد چرا نام اسپندار تنها نام یک نوازنده نیست.
وقتی یک مهارت سنتی در اختیار تعداد بسیار محدودی از افراد قرار داشته باشد، از دست رفتن هر حامل این دانش میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از یک سنت باشد.
به همین دلیل، ثبت ملی شیوه نوازندگی او اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
«موسیقی بلوچستان»؛ صدایی که ثبت شد
از آثار شناختهشده مرتبط با شیرمحمد اسپندار، آلبوم «موسیقی بلوچستان» است که توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است.
در فهرست منتشرشده برای این مجموعه، قطعاتی از جمله لیکو دلگانی، ذوالجلال، گواتی، مست قلندر، ذهیروک جبل، سوت، کردی و کلمپور دیده میشود.
این مجموعه اهمیت زیادی دارد، زیرا بخشی از موسیقی بلوچستان را از قالب اجرای زنده و شفاهی خارج کرده و به شکل یک سند صوتی برای نسلهای بعد باقی گذاشته است.
به بیان سادهتر:
اگر شیوه نوازندگی اسپندار بخشی از میراث زنده بود، ضبط آثار او بخشی از حافظه شنیداری آن میراث را حفظ کرد.
سالهای پایانی زندگی
اسپندار در سالهای پایانی عمر با مشکلات جسمانی و بیماری روبهرو بود. گزارشهای منتشرشده در سالهای گذشته از بیماری، کهولت سن و مشکلات بینایی او خبر دادهاند. صفحه فعلی ویکیپدیا نیز نوشته است که او در سالهای پایانی زندگی، بر اثر کهولت سن و آب مروارید بینایی خود را از دست داده بود.
سرانجام شیرمحمد اسپندار در شامگاه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ در بمپور درگذشت. خبر درگذشت او در رسانههای مختلف بازتاب یافت و از او به عنوان یکی از چهرههای مهم موسیقی بلوچستان و میراث فرهنگی ناملموس ایران یاد شد.
در واکنشهای منتشرشده پس از درگذشت او نیز بر این نکته تأکید شد که با رفتن اسپندار، تنها یک نوازنده از میان نرفته، بلکه یکی از حاملان مهم دانش و حافظه موسیقایی بلوچستان از دست رفته است.
شیرمحمد اسپندار؛ فراتر از یک نوازنده
شاید بتوان زندگی هنری اسپندار را در سه واژه خلاصه کرد:
ساز، سرزمین، میراث.
ساز او دونلی بود؛ سازی که به دلیل ساختمان و شیوه نواختنش مهارتی ویژه میطلبد.
سرزمین او بلوچستان بود؛ منطقهای با تاریخ، فرهنگ و موسیقی غنی که بخش مهمی از هویت جنوبشرق ایران را شکل داده است.
و میراث او، دانشی بود که از طریق گوش، چشم، نفس، انگشتان و سالها تجربه منتقل شده بود.
او توانست این سه عنصر را به هم پیوند دهد.
به همین دلیل، وقتی از شیرمحمد اسپندار حرف میزنیم، در حقیقت از یک انسان، یک ساز و یک فرهنگ صحبت میکنیم.
چرا داستان شیرمحمد اسپندار برای «دونلی» اهمیت دارد؟
اینجاست که داستان برای ما در دونلی معنای ویژهای پیدا میکند.
در معرفی رسمی برند دونلی ، خود نام «دونلی » به معنای «دو نی» معرفی شده و به عنوان نمادی از هماهنگی و ظرافت از آن یاد شده است. در هویت برند نیز بر مفاهیمی مانند هارمونی، خطوط نرم، متریال ممتاز و جزئیات دقیق تأکید شده است.
بنابراین، پرداختن به شیرمحمد اسپندار در وبسایت دونلی نباید یک ارتباط تبلیغاتی و مصنوعی میان «مبل» و «موسیقی» تلقی شود.
این مقاله قرار نیست بگوید:
«شیرمحمد اسپندار به مبلمان دونلی مرتبط است.»
چنین ادعایی درست نیست.
رابطه، مفهومی و فرهنگی است.
«دونلی» در یک سو نام یک ساز است؛ سازی بر پایه دو نی که برای ایجاد یک صدای هماهنگ در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
و در سوی دیگر، دونلی به عنوان نام یک برند، از همین مفهوم هماهنگی و ظرافت برای روایت هویت خود استفاده میکند.
به همین دلیل، یاد کردن از یکی از برجستهترین نوازندگان دونلی ایران در وبسایت برند، میتواند ادای احترامی باشد به واژهای که خود برند از آن الهام گرفته است.
دو نی، یک هارمونی
شاید زیباترین نقطه اتصال این دو داستان، همین مفهوم باشد:
دو نی، یک هارمونی.
در دونلی ، دو ساز در کنار هم قرار میگیرند تا یک تجربه موسیقایی شکل بگیرد.
در طراحی نیز، گاهی دو عنصر جداگانه زمانی معنا پیدا میکنند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ فرم و عملکرد، متریال و ساختار، ظرافت و استحکام.
این همان مفهومی است که دونلی در روایت برند خود نیز بر آن تأکید میکند: هماهنگی میان عناصر برای خلق یک نتیجه کاملتر.
شیرمحمد اسپندار نیز سالهای طولانی از زندگی خود را صرف زنده نگه داشتن صدای دو نی کرد.
صدایی که از بمپور برخاست و به صحنههای ایران و جهان رسید.
صدایی که خاموش شد، اما از بین نرفت
شیرمحمد اسپندار در ۳۱ تیر ۱۴۰۵ درگذشت.
اما موسیقی، برخلاف بسیاری از آثار مادی، با رفتن صاحبش الزاماً از بین نمیرود.
تا زمانی که صدای دونلی او در یک ضبط صوتی باقی است، تا زمانی که نامش در حافظه مردم بلوچستان و تاریخ موسیقی نواحی ایران ثبت شده، تا زمانی که سازش در موزه نگهداری میشود و تا زمانی که نسلهای بعدی درباره او میخوانند، بخشی از میراث او همچنان زنده است.
شاید مهمترین میراث شیرمحمد اسپندار همین باشد:
او به ما یادآوری کرد که گاهی یک انسان میتواند صدای یک سرزمین باشد.
و گاهی دو نی، اگر در دست هنرمندی بزرگ قرار بگیرند، میتوانند داستان یک فرهنگ را به گوش جهانیان برسانند.
سخن پایانی
شیرمحمد اسپندار از آن دسته هنرمندانی بود که ارزش کارشان فقط در تعداد اجراها، جوایز یا عنوانهای رسمی خلاصه نمیشود.
ارزش او در چیزی بود که حفظ کرد.
او بخشی از موسیقی بلوچستان را با خود حمل کرد؛ موسیقیای که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود و بخش مهمی از هویت فرهنگی مردم این سرزمین را در خود داشت.
دونلی برای او تنها یک ساز نبود؛ زبانی بود برای بیان یک فرهنگ.
و امروز، پس از درگذشت او، مسئولیت حفظ این صدا بیش از گذشته بر دوش آرشیوها، پژوهشگران، هنرمندان و نسلهای تازه قرار دارد.
شاید بهترین ادای احترام به شیرمحمد اسپندار این باشد که اجازه ندهیم داستان او و صدای دونلی اش فراموش شود.
دو نی، دو مسیر صوتی، یک هارمونی؛ و مردی که این هارمونی را به صدای ماندگار بلوچستان تبدیل کرد.